بسم رب الحسین«ع»
السلام علیک یا ابا عبدالله
مقدمه:
این مطالب بر اساس روایات و احادیث و گفته های بزرگان «مانند:ایت الله مجتبی تهرانی»و...هست
اقسام دوستان
امام صادق(علیه السلام):برادران«دوستان»۳گروه هستند: -اولی: خوراک هستُ که همیشه بدانْْ نیاز هست:وآن خردمند است. ۲-دومی:درد است وآنْ: نابخرد است ۳-سومی:مانند دارو است: وآنْ فرزانه است.«منتخب میزان الحکمه-حدیث۷۵»
امام صادق(علیه السلام):از برادر کردن به ُ طمع چیزی یا ترس از چیزی ُو یا خواهشی ویا بخاطر"خورد و خوراک" ُ(تورا)میخواهد ُ دوری کن. برادری یه پرهیزگاران را بجوی ُ هرچند برای دستیابی به آنها در اعماق زمین فرو روی و هرچند عمر خود را در این راه صرف کنی«منتخب میزان الحکمه-حدیث ۸۰»
امام صادق(علیه السلام):برادران سه گروه هستند: ۱-آنکه با جان همراهی کند ۲-آنکه با مال یاری کند ۳-گروهی که ازتو وجه معاش میگرید و تورا برای اندکی لذت و خوشی میخواهد. "دو گروه اولْ" در برادری "صادق و راستند"اند ( اما) گروه سومْ را ""مورد اعتماد مدان"".«منتخب میزان الحکمه»
بهترین دوست
امیرالمونین(علیه السلام):
بهترین برادر آن است که دوستیش برای خدا باشد«منتخب میزان الحکمه-حدیث۹۳»
امیرالمونین(علیه السلام):بهترین برادر آنست که در نصیحت و خیر خواهی کمتر سازش کاری کند«منتخب میزان الحکمه-حدیث۹۱»
امیرالمونین(علیه السلام):بهترین برادر تو کسی است که برای انجام کارهای نیک بشتابدْ و تورا نیز به نیکوکاری بکشاند«هم لساناً و هم عملاً»و به نیکی فرمانت دهد و در انجام آن کمکت کند«منتخب میزان الحکمه-حدیث۹۴»
امام صادق(علیه السلام):دوست داشتنی ترین برادرم کسی است که عیبهایم را به من پیشکش کند«منتخب المیزان-حدیث۹۷»
بدترین دوست و همنشین
از امیرالمونین(علیه السلام)پرسیده شد:بدترین همنشین کدام است؟
فرمودند:آنکه معصیت خدا را در نظرت زیبا جلوه دهد.
چگونه بفهمیم که چه کسی بهترین دوستمان است
امام صادق(علیه السلام):برادران خود را به دو خصلت بیازمایید:
اگر ان دوخصلت را داشتند ُ با آنها دوستی کن.وگرنه دوری کن .دوری کن .دوری کن.
(آن دو خصلت این است):
۱-پایبندی به خواندن نماز اول وقت خود.
۲-نیکی کردن به برادران در سختی و آسایش.
«لازم به تذکر هست که ُبه نظر بنده:وقتی امام این دو معیار کلی را میدهد ُیعنی اینکه:این چنین فرد "فقط" هست که میتواند دوست انسان باشد"هم برای مذهبی و هم برای غیر مذهبی"بدلیل اینکه کسی که این دو صفت را داشته باشد تمام صفاتی را دارد که یک انسان میخواهد که دوستش دارای آن صفات باشد:مانند:وفای به عهد/یاری کردن فرد به سوی کمال/مقام و منزلت معنوی و.... »
مطالبی که میگویم در آن هیچ قصد و غرضی نسبت به شخص و یا اشخاصی نداشته و ندارم-ضمنا خاطر نشان میشوم که این مطالب از سخنهای پر گوهر بار ایت الله مجتبی تهرانی و آقا مجتهدی و آقای پناهیان هست که در قالب یک دل نوشته صورت گرفته.«ببخشیدُاگر مطالب واضح نیست»
دلم برای بعضی از دوستانم میسوزد/برای بعضی دیگر تنگ میشود/برای بعضی دیگر غبطه میخورد و برای بعضی دیگر ُ «به حکم وظیفه»جز جدایی چاره ای دیگری نیست.
غربت مومن در ۵چیز نهفته است:
۱-مومنین دوست ندارند مثل دیگران باشند(مثل دیگران دنبال ثروت و دنیا وخوش گذرانی های ...باشند){چقدر سخت است وقتی انسان مبیند که همه در رفاه وخوشی هستند ولی او به حکم وظیفه و رسالت سنگینیکه دارد ُ باید از آنها دوری کند و با انها "خو"و "انس"نگیرد----چقدر سخت است زمانی که همه در حال انجام گناه هستند ُباید بلند شوی و قیام کنی و به حکم امر به معروف و نهی از منکر دلهای غفلت زده را بیدار کنی و بگویی"دیگر(حرام خدا)بس است" و انها هم جوابت را با فحش و ناسزا و تمسخر بدهند و....}
۲-مومنین مجبورند در میان مردم زندگی کنند و همیشه در مقابل بد رفتاری ها و زیاده خواهی های آنها از حق خودشان بگذرند«البته تا آأن حد که شرع میپسندد»و از حق خود به آنها بدهند.
۳-مجبورند ازخطاهای دیگران بگذرند و آبرویشان را حفظ کنند.
۴-باید خدمات و خوبی هایی که به دیگران میکنندرا به رخ نکشند و تفاخر نکنند.
۵-خودشان را به دیگران نشناسانند(دلم برای آنها میسوزد که وظیفه و دستور دارند که در میان مردم باشند و با ظاهری بسیار بسیار آراسته و مذهبی در میان مردم باشند تا مردم آنها را رویت کرده و اگر مشکل معنوی برایشان پیش امد پیششان بروند و...)
امام علی : حدیث از امیر مومنان هست که میگوید:
آدمها به سمت کسانی که شکلشان هستند ُ "گرایش "و تمایل دارند.
آیت الله آقا مجتبی تهرانی میفرماید(به مضمون):
اگه میخوای بدونی که چقدر آدم با خدایی هستی و انسان الهی هستی ببین که دوستانی که انتخاب کردی ُ آیا برای خدا بود که انتخاب کردی یا برای غیر خدا؟؟...
آیت الله آقا مجتهدی تهرانی میفرمود:
رفیق!رفیق خیلی مهمه!
رفیقت میتونه تو رو از فرش به عرش ببره و ازعرش به فرش بکشونه و....
در ادامه وی میفرمود:منی که می بینید اینجا هستم و بالای منبرم ُهمش رو مدیون یه رفیقم هستم«که خدا رحمتش کنه»که در بچگی باهم به مسجد می رفتیم و به سبب تشویق های اون نمازخون هم شدم و بعد ها هم در اون مسجد با روحانی اونجا آشنا شدم و این طور شد که به حوزه علاقه مند شدم و تصمیم گرفتم بیام حوزه .
یابن الحسن!
آقا جان خودت کمکمون کن.